تبلیغات
قرار نبود.... - تهایی...
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تهایی...

باور کردم تنهایی را . . .

چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب . . .

 

 



نوشته شده توسط :elina m.r
شنبه 21 اردیبهشت 1392-09:45 ب.ظ
نظرات() 

سکوت پر هیاهو
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 01:56 ب.ظ
داشتنم لیاقت می خواست که تو لایقش نیستی...
چه حیف وگرنه آرزوی شبم وجودت بــووود.
پاسخ elina m.r : ........
nashenas
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 01:12 ب.ظ
بروبا تو هم که برعکس همه ای
پاسخ elina m.r : چرا؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.